همدم

یک دختر عاشق به عشق تو گرفتارست

همدم

یک دختر عاشق به عشق تو گرفتارست

تو نیستی

پنجره را به  پهنای جهان می گشایم :

جاده تهی است .درخت گرانبار شب است .

ساقه نمی لرزد؛ آب از رفتن خسته است : تونیستی نوسان نیست

تو نیستی و تپیدن گردابی است

جاده تهی است و تو باز نخواهی گشت ؛ و چشمم به راه تو نیست.