پنجره را به پهنای جهان می گشایم :
جاده تهی است .درخت گرانبار شب است .
ساقه نمی لرزد؛ آب از رفتن خسته است : تونیستی نوسان نیست
تو نیستی و تپیدن گردابی است
جاده تهی است و تو باز نخواهی گشت ؛ و چشمم به راه تو نیست.